از تراس رفتم بیرون تراس پله داشت و میشد رفت پایین
_____ چان
جین گفت: چی شد
+سهون خوابید
یهو درو زدن ایول خودشه
زود بلند شدم و گفتم: من باز میکنم شما بشینید
رفتم دم در و بازش کردم سهون بود چشمک زدم و با صدای نسبتا بلند گفتم: سلام ببخشید شما کی هستین
سهون بلند با صدای نازک و دخترانه ای گفت : به تو چه با اوپام کار دارم
+اوپات؟؟
رفتم کنار و اومد تو اصلا معلوم نبود سهونه
پشت سرش رفتم تو
یهو جین و کریس از جاشون بلند شدن
سهون با صدای نازک گفت: یااا جین اوپا چرا به تلفنام جواب نمیدی این آقا کیه
و نگاهی به کریس انداخت هردوشون چشاشون گرد شده بود
کریس گفت: جـ..... جیـنـ..... جین اوپااا..؟؟
با ناز گفت:آره اوپامه.تو کی هستی دیگه؟؟
بعدم جین رو بغل کرد . حقته کریس موذی تا تو باشی چیزی رو از من قایم نکنی .
چشاش گرد شده بود دقیقا اندازه چشای کیونگسو( چشم باقالی خودمونو میگه دیگه J )
یهو جین گفت: یـااااا سهـونااا
جــان؟ گفت سهون؟؟
سهون برگشت گفت: یااا اوپـااا سهون دیگه کیه؟ از من خوشگل تره؟؟ نکنه منو ول کردی؟؟؟ و تند و مثلا با گریه از خونه رفت بیرون
تا 5 دقیقه هونجوری واستاده بودن یهو کریس گفت:یااا چانیولا دوباره چیکار کردی؟؟
تند گفتم: به من چه ربطی داره؟ دوس دختر جین بوده نه من. در رو هم نباید باز میکردم ؟؟LL
یهو جین رفت سمت پله ها. ای وایــــــــی سهون
_____ سهون
تند رفتم تو اتاقم . وای عـالی بود قیافه ی کریس و جین خیلی خوب بود لباسامو تند عوض کردم و لباسای هیان رو انداختم تو یه چمدونم بالای کمد. آرایشمم پاک کردم وایــی خط چشم پاک نمیشه . ولش کن یه چیزی سرهم میکنم.
یهو دای داد کریس اومد:یـاااا... چانیولـااا باز چیکار کردی
عع اسمش چانیوله نه چان . چانیول قشنگتره البته خبـ.... من ترجیح میدم یول صداش کنم.
یهو در با شدت بدی وا شد و از جام پریدم جین بود
اخم کردم و تند گفتم:چته تو؟؟ چرا اینجوری میکنی؟؟
سوهو و هیانم اومده بودن
جین گفت: سهوناا چرا اینجوری میکنی؟؟
+چجوری
چشاشو ریز کرد و گفت:ینی اونی که پایین بود تو نبودی
خندم گرفت:چی میگی تو؟؟ من که اینجا بالام پایین چیکار میکنم
کریس و چانم اومده بودن.
جین تندی گفت: پس اون خط چش چیه؟؟
وایــــی چیکار کنم
آهااا
یهو چانیول خندش گرفت
تند با اخم نگاش کردمو گفتم: یااااا چانیولاااا نکنه کار توئه؟؟؟
یهو چان گفت: من به من چه
کریس تند نگاش کردو گفت:یاا چانیولا از تو بعید نیست. کای بیچاره همیشه هروقت میاد خونه ی ما موقع رفتن حداقــل خط چش رو داره
هیان برگشت گفت: چه خبرتونه ناسلامتی مراسم خواستگاری منه ها میخواین بترشم بمونم رو دستتون.
یهو خودش فهمید چی گفته و تند رفت بیرون J J
سوهو با تمام توانش سعی داشت خندشو کنترل کنه اما ک منو چان با تمام توان داشتیم میخندیدیم کریس و جین و سوهو هم نتونستن کنترل کنن و خندشون گرفت
بعدم همه رفتیم پایین شام بخوریم
آخ جـــــون گاجامجانــگ مـن گاجامجانگ دووووووس
یهـو کریس گفـت:چـانیول هـم گاجامجـانگ دوس دارهJ
و مـن فهمیدم دوبـاره ف.ب کردم L
ولی تا آخر جین با شک به من نگا میکرد و کریس به چان
هیانم که کلا از خجالت حرف نمیزد
تـا چهر پنج روز دیگــه بای بــای
برچسب:
نویسنده: آرتین طاهری