خرید بک لینک

____چانیول

سهون خیلی خوب نقش بازی کرد اما نباید میگفت من خط چش کشیدم خو..

 به خاطر این حرفش فردا شستن ظرفا با منهL L

.......

یــــا پـارک چـانیول بیدار شــــو بایــد ظرفارو بشوری

_خــیله خــب الـــان

پاشدم رفتـم پشت سیـنک واسـتادم

دیشـب خیــلی خوش گـذشت . وایـــی باورم نمیشه سهون هم گاجامجانگ دوست داره

چـرا انقـدر رفـتار سهون برام آشــناست...

آره سـهونـــ..... خــیلی شـبیه اونـه چـشاشـ... بـینی کوچیکشــ.... و نـقش بازی کـردنش

صداش تو ذهنم تکرار شدکـه میگفت:مــیلاومت چــــانیKC

هــه چـقدر آرزو داشتم کـه این حرفــ.... از ته دلش باشه

_ یــــا پـارک چــانیول

بـرگشتم سـهو با وحشت بهم نگاه میکرد

رو زمین نشستــم

حس کردم دستم داره تـیر میکشه نگاه کردم قسمت بزرکی از شیشه ی لیوان دستم رفته بود توی دستم و خون ازش جاری بود

بـا لبخند به سوهو نگاه کردم

_ هیـونگ به نظـرت من لیـاقتشو نداشتم؟؟ آره حتـما همینه

سوهو زود جعبه ی کمک های اولیه رو از توی کمد بیرون آورد و با ترحم بهـم نگاه کرد و درحالی که شیشه رو از دستم بیـرون میاورد گفت: چـانیــولـا بـه اون دخـتر فکر نـکنــ..... به دارا فکر نـکن ببین چه بلـایی سر خـودت آوردی اون تورو ترک کرده اون لیاقت تورو نداشته لیاقت کسی که عاشقش بود پس تو هم بهش فکر نکن

_ اوه نــه هیونگ درسـت نمیگی منــم که لیـاقت اونو نداشتم

سوهو با عصبانیت بهم خیره شد و داد زد: آخــه اون دختر چــی داشت هـا؟؟ هیچـی نداشـت پس چــرا تو عاشقش شدی

بــا لبخنـد صورت قشنگشو تصـور کردم

_ خـندشــ... قـشنگ بـود......

میدونم حــتما از دارا خوشـتون نیــومده

ولـی سـلیقه ی چـانیمون ایــنه دیگه

حــتما یه چــــیزی داره که چـان دوسش داره

پـس به ســلیقش احـترام بزاریم

مــرسی


برچسبها: فیک, چانهون, اکسو, فن فیکشن, میلـاومت چانی

برچسب: نویسنده: آرتین طاهری تاريخ: پنجشنبه 19 بهمن 1396 ساعت: 14:34

صفحه بندی